بازدید: 0 نویسنده: ویرایشگر سایت زمان انتشار: 2026-01-27 منبع: سایت
انتخاب ابزار مناسب ایمنی آتش نشانی صرفاً یک تمرین انطباق نیست. این یک استراتژی حیاتی برای حفاظت از دارایی و تداوم کسب و کار است. در محیطهای صنعتی، یک آتشسوزی شناسایی نشده میتواند منجر به تلفات فاجعهبار جانی و میلیونها نفر در توقف عملیات شود. با این حال، بازار مملو از گزینهها است و ریسک انتخاب نادرست بهطور باورنکردنی بالاست. یک نمونه صنعت نگران کننده در یک تأسیسات فشرده سازی گاز رخ داد که در آن آشکارسازهای مادون قرمز استاندارد نتوانستند آتش اتیلن گلیکول را شناسایی کنند. سوخت با امضای طیفی سوزانده شد که سخت افزار نصب شده به سادگی نمی توانست آن را ببیند و در نتیجه قبل از فعال سازی دستی آسیب قابل توجهی به بار می آورد.
این شکست یک واقعیت مهم را برجسته می کند: بهترین آشکارساز شعله در خلاء وجود ندارد. عملکرد بهینه توسط تقاطع خاص منبع سوخت شما، نویز محیطی موجود در تاسیسات شما و سرعت پاسخگویی مورد نیاز شما تعیین می شود. تکیه بر مشخصات کاتالوگ بدون تجزیه و تحلیل این متغیرها باعث ایجاد حس امنیت کاذب می شود. این راهنما یک چارچوب فنی برای مهندسین ایمنی فراهم میکند تا در این پیچیدگیها پیمایش کنند و سختافزاری را انتخاب کنند که قابلیت اطمینان واقعی را تضمین کند.
مطابقت با طیف: عدم تطابق بین محدوده طیفی سنسور و امضای سوختن سوخت، سیستم را بی استفاده می کند.
ایمنی هشدار کاذب: در عملیات با ارزش بالا، هزینه یک سفر نادرست (خاموش شدن) اغلب از هزینه سخت افزار ممتاز بیشتر است.
Environment Dictates Tech: دود، غبار روغن، و فعالیت جوشکاری قوس الکتریکی به اندازه نوع آتش در هنگام انتخاب حسگرها مهم هستند.
پوشش کلیدی است: حتی پیشرفتهترین حسگرها هم از کار میافتند اگر سایه یا نصب ضعیف نقاط کور ایجاد کند.
فرآیند انتخاب همیشه باید با قانون اساسی طیفسنجی شروع شود: شما نمیتوانید چیزی را که نمیبینید تشخیص دهید. هر آتشی تابش الکترومغناطیسی در طول موج های خاص ساطع می کند و اثر انگشت منحصر به فردی ایجاد می کند. اگر فناوری حسگر شما با امضای شیمیایی خاص آتش احتمالی شما تنظیم نشده باشد، دستگاه عملاً کور است.
اولین تقسیم بندی عمده در انتخاب فناوری با محتوای کربن سوخت تعیین می شود. آتش سوزی های هیدروکربنی – مانند آتش سوزی های نفت، گاز طبیعی، بنزین و نفت سفید – مقادیر قابل توجهی دی اکسید کربن داغ (CO2) و بخار آب را به عنوان محصولات جانبی احتراق تولید می کند. این گازهای داغ تشعشعات قوی در طیف مادون قرمز، به ویژه در حدود طول موج 4.3 تا 4.5 میکرون منتشر می کنند. در نتیجه، فناوریهای مادون قرمز (IR) و مادون قرمز چند طیفی (MSIR) انتخابهای استاندارد برای این برنامهها هستند.
برعکس، آتش سوزی های غیر هیدروکربنی چالش پیچیده تری را ارائه می دهند. سوختهایی مانند هیدروژن، آمونیاک و برخی فلزات (منیزیم، تیتانیوم) اغلب با شعلههایی میسوزند که با چشم غیرمسلح نامرئی هستند و ردپای CO2 کمی تولید میکنند. از آنجایی که آنها فاقد سنبله انتشار مادون قرمز شدید مرتبط با CO2 داغ هستند، آشکارسازهای IR استاندارد اغلب فعال نمی شوند. این کاربردها به حسگرهای فرابنفش (UV) یا آشکارسازهای تخصصی UV/IR نیاز دارند که به دنبال تشعشعات در طیف موج کوتاه UV جایی که این آتشها بیشتر فعال هستند، میگردند.
فراتر از ترکیب شیمیایی، وضعیت فیزیکی سوخت تعیین میکند که آتش چگونه رفتار میکند و مهمتر اینکه چه چیزی دید حسگر را پنهان میکند.
سوخت های گازی مانند متان یا پروپان تمایل به سوختن تمیز دارند. در این سناریوها، آشکارسازهای UV/IR اغلب بسیار مؤثر هستند، زیرا مسیر نوری نسبتاً از موانع در مراحل اولیه احتراق پاک میماند. با این حال، سوخت های مایع و سنگین داستان متفاوتی را بیان می کنند. آتش سوزی هایی که شامل گازوئیل، نفت خام یا روان کننده های سنگین می شود، ابرهای غلیظی از دوده و دود سیاه ایجاد می کند. این یک نقطه شکست حیاتی برای فناوری UV خالص است.
ذرات دود در جذب و پخش پرتوهای فرابنفش بسیار موثر هستند. اگر آتش سوزی نفت سنگین قبل از اینکه شعله به طور قابل توجهی رشد کند، دود ایجاد کند، دود می تواند مانع از رسیدن اشعه ماوراء بنفش به سنسور شود و آشکارساز را دقیقاً در زمانی که بیشتر مورد نیاز است کور کند. برای این سناریوهای آتش کثیف، چند طیف IR (MSIR) انتخاب برتر است. حسگرهای MSIR از طول موجهای طولانیتری استفاده میکنند که میتوانند به طور مؤثرتری نسبت به حسگرهای UV یا نور مرئی به دود و دوده نفوذ کنند و حتی در آتش سوزیهای شدید دوده، تشخیص را تضمین میکنند.
برای کمک به همسوسازی فناوری با خطر خاص شما، جدول زیر نقاط قوت و ضعف عملیاتی انواع سنسورهای رایج را نشان میدهد.
| فناوری و | حساسیت | محدودیت های اولیه محدوده | بهترین کاربرد |
|---|---|---|---|
| UV (فرابنفش) | حساسیت بالا؛ برد کوتاه (معمولاً کمتر از 50 فوت). | مبارزه با جذب دود؛ مستعد هشدارهای کاذب ناشی از جوشکاری/صاعقه. | هیدروژن، آمونیاک، فلزات، اتاق های تمیز. |
| IR تک فرکانس | حساسیت متوسط؛ کم هزینه | بسیار حساس به تشعشعات حرارتی پس زمینه (ماشین آلات داغ، نور خورشید). | محیط های داخلی، کنترل شده با منابع گرمای ثابت شناخته شده. |
| UV/IR | ایمنی متعادل؛ برای هشدار به هر دو سنسور نیاز دارد که حرکت کنند. | دود می تواند مؤلفه UV را مسدود کرده و از فعال شدن آن جلوگیری کند. | آتش سوزی هیدروکربن گازی، مهمات، پتروشیمی عمومی. |
| MSIR (IR Multi-Spectrum) | بالاترین ایمنی؛ برد بلند (بیش از 200 فوت). | هزینه سخت افزار اولیه بالاتر | پالایشگاه ها، سکوهای دریایی، محیط های صنعتی کثیف (دود/نفت). |
هنگامی که سنسور را با سوخت تطبیق دادید، گام بعدی اطمینان از اینکه حسگر میتواند زنده بماند و محیط را نادیده بگیرد، است. در محیطهای صنعتی، هزینه عملیاتی هشدار کاذب اغلب آتشسوزی دوستانه نامیده میشود. اگر یک آشکارساز به اشتباه سیستم سیل را خاموش کند یا یک کارخانه اضطراری را خاموش کند، زیان مالی می تواند از ده ها هزار تا میلیون دلار در هر رویداد متغیر باشد. بنابراین، ایمنی هشدار کاذب یک تجمل نیست. یک ضرورت مالی است
شما باید تاسیسات خود را برای منابع تشعشع غیر آتش سوزی که نشانه طیفی آتش را تقلید می کنند، بررسی کنید. آشکارسازهای IR تک فرکانس استاندارد با سنجش انرژی گرمایی کار می کنند. متأسفانه خورشید، موتورهای داغ و حتی لامپ های هالوژن انرژی را در نوارهای مادون قرمز همپوشانی منتشر می کنند. اگر یک سنسور رو به درب محفظه بارگیری قرار گیرد که در برابر نور مستقیم خورشید باز می شود، یا در نزدیکی اگزوز توربین قرار گیرد، ممکن است یک هشدار مزاحم ایجاد کند.
حسگرهای UV با مجموعه متفاوتی از دشمنان روبرو هستند. آنها به شدت به تخلیه الکتریکی حساس هستند. دادههای Sense-WARE و سایر سازمانهای آزمایشی نشان میدهند که عملیات جوشکاری قوس الکتریکی در فاصله 1 کیلومتری میتواند آشکارسازهای UV قدیمیتر یا بیش از حد حساس را در صورت وجود خط دید مستقیم فعال کند. به طور مشابه، برخورد صاعقه و تجهیزات اشعه ایکس می تواند باعث سفرهای کاذب شود. برای تاسیساتی که جوشکاری یک فعالیت تعمیر و نگهداری معمول است، حسگرهای UV ساده اغلب یک مسئولیت هستند مگر اینکه در طول مجوز کار مهار شوند.
یک چالش منحصر به فرد در تاسیسات با شعله ور شدن فرآیند وجود دارد. پشته شعله ور، طبق تعریف، آتش است. تمایز بین سوختگی کنترل شده در پشته و رها شدن تصادفی نیاز به منطق پیچیده ای دارد. در این موارد، تصویربرداری شعله بصری (CCTV) همراه با الگوریتمهای پوشش نرمافزاری به مهندسان این امکان را میدهد که به سیستم بیاموزند که مناطق خاص (مانند نوک شعلهور) را نادیده بگیرد و در عین حال بقیه میدان دید را زیر نظر داشته باشد.
محیط های صنعتی به ندرت استریل هستند. غبار روغن، اسپری نمک در کاربردهای فراساحلی و گرد و غبار سنگین می توانند عدسی آشکارساز را بپوشانند. این یک مانع فیزیکی ایجاد می کند که دستگاه را کور می کند. یک لایه روغن روی یک لنز UV به عنوان یک فیلتر UV کامل عمل می کند و از ورود اشعه به سنسور جلوگیری می کند. خطر در اینجا یک سناریوی عدم موفقیت است: آشکارساز روشن است و در حال ارتباط است، اما از نظر فیزیکی قادر به دیدن آتش نیست.
برای کاهش این امر، اولویت بندی آشکارسازها با COPM (نظارت مسیر نوری پیوسته) ضروری است. سیستمهای COPM از یک منبع داخلی استفاده میکنند تا یک سیگنال را از طریق لنز فلاش بزنند و آن را در فواصل زمانی معین (مثلاً هر دقیقه) به سنسور بازگردانند. اگر لنز توسط گل، روغن یا لانه پرنده پوشانده شود، سیگنال مسدود می شود و دستگاه سیگنال خطا (نه هشدار آتش) را به اتاق کنترل ارسال می کند. این به تیم های تعمیر و نگهداری اجازه می دهد تا ، لنز را تمیز کنند قبل از وقوع آتش سوزی ، نه اینکه در مواقع اضطراری خرابی را کشف کنند.
خرید سنسور صحیح تنها نیمی از کار است. یک آشکارساز MSIR پیشرفته اگر به یک تیر فولادی جامد نصب شود بی فایده است. اینجاست که مفهوم نقشه برداری آتش و گاز حیاتی می شود. شما نباید حسگرها را بر اساس کابل های مناسب قرار دهید. شما باید مکان آنها را بر اساس پوشش مدل کنید.
یک مطالعه نقشه برداری شامل ایجاد یک مدل سه بعدی از تاسیسات برای شبیه سازی پوشش آشکارساز است. دشمن اصلی اینجا سایه است. مخازن بزرگ ذخیره سازی، شبکه های لوله کشی پیچیده و ماشین آلات سنگین نقاط کوری را ایجاد می کنند که در آن آتش می تواند غیر قابل مشاهده باشد. یک آشکارساز منفرد ممکن است برد نظری 200 فوت داشته باشد، اما اگر یک قفسه لوله نمای آن را در فاصله 20 فوتی مسدود کند، برد موثر آن 20 فوت است. معمولاً برای از بین بردن این سایهها و دستیابی به افزونگی پوشش کافی، چندین حسگر با میدانهای دید همپوشانی (FOV) مورد نیاز است.
هنگام برنامه ریزی طرح، مهندسان باید قانون تابش مربع معکوس را رعایت کنند. این قانون فیزیکی بیان می کند که اگر فاصله را از منبع تابش دو برابر کنید، شدت تابش تابیده شده بر حسگر به یک چهارم (1/4) مقدار اولیه آن کاهش می یابد.
این بدان معنی است که با افزایش فاصله، حساسیت به سرعت کاهش می یابد. الف آشکارساز شعله ای که برای تشخیص آتش سوزی بنزین به مساحت 1 فوت مربع در 100 فوت مشخص شده است، احتمالاً برای تشخیص همان آتش در 120 فوت، نه فقط به صورت جزئی، بلکه به طور قابل توجهی مشکل دارد. شما باید اطمینان حاصل کنید که طراحی فاصله شما کوچکترین اندازه آتشی را که باید در محدوده موثر دستگاه تشخیص دهید، به حساب می آورد.
نصب فیزیکی دستگاه اغلب یک فکر قبلی است، با این حال یک نقطه رایج خرابی مکانیکی است. آشکارسازهای نصب شده بر روی توربین ها، کمپرسورها یا پمپ ها در معرض لرزش با فرکانس بالا قرار می گیرند. اگر براکت نصب یا اتصالات مشعل برای این ارتعاش رتبه بندی نشده اند، لوازم الکترونیکی داخلی ممکن است تکان بخورند یا خود براکت ممکن است خسته شود و بشکند.
علاوه بر این، مخروط دید را در نظر بگیرید. آشکارسازهای استاندارد معمولاً یک میدان دید (FOV) بین 90 تا 130 درجه ارائه می دهند. در حالی که زاویه بازتر (120 درجه +) بهتر به نظر می رسد زیرا مساحت بیشتری را پوشش می دهد، یک مبادله وجود دارد. حساسیت معمولاً در محور مرکزی لنز بالاتر است و به سمت لبه ها کاهش می یابد. یک لنز زاویه باز ممکن است محیط اطراف را پوشش دهد، اما محدوده تشخیص در آن لبه ها به طور قابل توجهی کوتاهتر از مرکز خواهد بود. مطالعات نقشه برداری به تجسم موثر این مخروط کمک می کند.
همه آتش سوزی ها به سرعت واکنش یکسانی نیاز ندارند. خطر خاص تعیین می کند که آیا شما نیاز به پاسخ در میلی ثانیه دارید یا اینکه برای اطمینان از قابلیت اطمینان چند ثانیه قابل قبول است.
برای کاربردهای با سرعت بالا که شامل مهمات، پیشران یا خطوط هیدروژنی با فشار بالا میشود، خطر انفجار فوری است. این سناریوها نیاز به آشکارسازهای تخصصی دارند که قادر به پاسخگویی در میلی ثانیه برای راه اندازی سیستم های سرکوب (مانند سیل یا سرکوب شیمیایی) قبل از وقوع انفجار هستند.
با این حال، برای کاربردهای استاندارد پتروشیمی یا ذخیره سازی صنعتی، پاسخ فوق سریع می تواند یک تعهد باشد. رعایت استانداردهایی مانند EN 54-10 ، که معمولاً نیاز به پاسخ در عرض 30 ثانیه دارد، اغلب کافی است. اجازه دادن به زمان پردازش کمی طولانیتر، آشکارساز را قادر میسازد تا تجزیه و تحلیل سیگنال را انجام دهد و تأیید کند که منبع گرما در واقع یک آتش سوزی است و نه یک انفجار گذرا اگزوز داغ یا یک انعکاس عبوری. این تأخیر جزئی به طور قابل توجهی از حرکت مزاحم می کاهد.
گواهینامه ها مبنای اعتماد هستند. شما باید به دنبال رتبه بندی سطح یکپارچگی ایمنی (SIL) باشید، معمولاً SIL 2 یا SIL 3. رتبه بندی SIL فقط یک نشان نیست. این یک معیار آماری از قابلیت اطمینان سخت افزار و احتمال شکست در صورت تقاضا (PFD) است.
علاوه بر این، رتبهبندیهای منطقه خطرناک در محیطهای قابل احتراق غیرقابل مذاکره هستند. تجهیزات باید برای منطقه خاصی که در آن ساکن هستند، مانند Class I Div 1 (آمریکای شمالی) یا ATEX Zone 1 (اروپا) تأیید شود. در نهایت، همیشه با مرجع قضایی (AHJ) مشورت کنید. کدهای آتش سوزی محلی و بیمه گران اغلب الزامات خاصی دارند که ممکن است جایگزین ترجیحات مهندسی عمومی شود. درگیر کردن AHJ در مراحل اولیه، از بازسازی های پرهزینه بعدی جلوگیری می کند.
حتی مهندسان با تجربه نیز می توانند در تله های تدارکات بیفتند. از این چک لیست برای جلوگیری از اشتباهات رایجی که هزینه کل مالکیت (TCO) را افزایش می دهد یا ایمنی را به خطر می اندازد، استفاده کنید.
TCO را نادیده نگیرید: یک آشکارساز ارزانتر اغلب فاقد خود تشخیصی پیشرفته است. در حالی که هزینه اولیه کمتر است، هزینه عملیاتی ارسال تکنسین ها برای بالا رفتن از داربست و بررسی دستی لنزها در هر هفته بسیار بیشتر از پس انداز اولیه است.
روشها را کورکورانه با هم مخلوط نکنید: مشخصات را به سادگی از یک ناحیه از کارخانه به منطقه دیگر کپی نکنید. نصب آشکارساز UV در یک محل ذخیره گازوئیل سنگین، به دلیل تداخل دود، یک نقطه خرابی تضمین شده است.
اتصال را نادیده نگیرید: امکانات مدرن Industry 4.0 به داده ها نیاز دارند، نه فقط هشدار. اطمینان حاصل کنید که آشکارسازهای شما از یکپارچه سازی HART یا Modbus پشتیبانی می کنند. یک رله گنگ به شما می گوید ایرادی وجود دارد. یک دستگاه دارای HART به شما می گوید که خطای کم ولتاژ یا کثیف پنجره است که امکان عیب یابی از راه دور را فراهم می کند.
لوازم جانبی را فراموش نکنید: طول عمر دستگاه به محافظت از آن بستگی دارد. نادیده گرفتن تخصصی اتصالات مشعل برای ایزوله سازی در دمای بالا، سپرهای آب و هوا برای محافظت در برابر باران، یا کیت های تصفیه هوا برای محیط های گرد و غبار، طول عمر قوی ترین سنسورها را نیز کوتاه می کند.
انتخاب یک آشکارساز شعله یک عمل متعادل کننده است که به وزن کردن سه اولویت رقیب نیاز دارد: تطابق طیفی (آیا سنسور می تواند آتش را ببیند؟)، رد (آیا می تواند محیط را نادیده بگیرد؟) و پوشش (آیا در جای درستی نگاه می کند؟). هیچ آشکارساز جهانی وجود ندارد که برای هر خطری کاملاً کار کند.
ما قویاً توصیه میکنیم که از خرید مبتنی بر کاتالوگ دوری کنید. درعوض، یک ارزیابی سایت یا یک مطالعه نقشه برداری رسمی برای اعتبارسنجی فناوری در برابر مشخصات خطر خاص خود درخواست کنید. با در نظر گرفتن تشخیص شعله بهعنوان یک سیستم جامع و نه خرید کالا، اطمینان حاصل میکنید که وقتی زنگ هشدار به صدا در میآید، یک فراخوان واقعی برای اقدام است و هم از پرسنل و هم از خط نهایی شما محافظت میکند.
ما شما را تشویق می کنیم که نقشه خطرات فعلی سایت خود را در برابر فناوری هایی که در اینجا مورد بحث قرار می گیرد، مرور کنید. نقاط کور و ناهماهنگی های طیفی خود را قبل از اینکه یک آزمایش در دنیای واقعی برای شما آشکار کند، شناسایی کنید.
پاسخ: تفاوت اصلی در ایمنی هشدار کاذب و نفوذ دود است. آشکارسازهای UV/IR حسگرهای فرابنفش و مادون قرمز را ترکیب میکنند و ایمنی خوبی را ارائه میدهند اما در محیطهای دودی که نور UV مسدود میشود، با مشکل مواجه میشوند. MSIR (Multi-Spectrum Infrared) از چندین باند IR برای دیدن دود غلیظ، دوده و غبار روغن استفاده می کند. MSIR به طور کلی دامنه تشخیص طولانیتر و رد هشدارهای کاذب مانند جوشکاری قوس الکتریکی یا نور خورشید را ارائه میدهد، که آن را به انتخاب ارجح برای کاربردهای سنگین صنعتی و در فضای باز تبدیل میکند.
پاسخ: به طور کلی، خیر. شیشه پنجره استاندارد و اکثر پلاستیک ها تابش UV و طول موج های IR خاص مورد نیاز برای تشخیص شعله را جذب می کنند. نصب آشکارساز پشت یک پنجره بسته عملاً آن را کور می کند. اگر تشخیص در داخل یک درگاه دید یا پشت یک مانع لازم است، باید از مواد درگاه دید که به طور خاص برای انتقال نوری رتبه بندی شده اند، مانند کوارتز یا یاقوت کبود، استفاده کنید که به فرکانس های UV یا IR مربوطه اجازه عبور بدون تضعیف قابل توجه را می دهد.
پاسخ: فرکانس آزمایش به دستورالعمل های سازنده و مقررات محلی بستگی دارد، اما بهترین روش معمول حداقل سالیانه است. با این حال، آشکارسازهای مجهز به نظارت بر مسیر نوری پیوسته (COPM) هر چند دقیقه یک بار به طور خودکار بر روی اپتیک و الکترونیک خود بررسی می کنند. در حالی که COPM نیاز به آزمایشهای دستی لامپ را کاهش میدهد، نیاز به آزمایش عملکرد دورهای را با یک لامپ آزمایشی برای تأیید حلقه هشدار کامل از سنسور تا اتاق کنترل جایگزین نمیکند.
A: مناسب اتصالات مشعل برای جداسازی آشکارساز از گرمای شدید و ارتعاش موجود در تجهیزات احتراق بسیار مهم است. آنها اطمینان حاصل می کنند که آشکارساز زاویه دید صحیح را نسبت به شعله حفظ می کند و در عین حال یک شکست حرارتی برای جلوگیری از آسیب رساندن انتقال حرارت به الکترونیک حساس ایجاد می کند. استفاده از اتصالات نادرست یا موقت می تواند منجر به خرابی مکانیکی، رانش سیگنال یا فرسودگی زودرس دستگاه شود.
محدوده سوخت دوگانه، که ترکیبی از اجاق گاز گازسوز با اجاق برقی است، اغلب به عنوان ارتقاء نهایی آشپزخانه به بازار عرضه می شود. این نوید بهترین های هر دو جهان را می دهد: کنترل بصری پاسخگو مشعل های دوگانه گازی و گرمای یکنواخت و ثابت یک اجاق برقی. برای سرآشپزهای خانگی جدی، th
هر آشپز پرشوری با شکاف دقت روبرو شده است. مشعل گازی استاندارد شما یا خیلی داغ می شود تا دم بکشد یا زمانی که به کمترین شعله ممکن نیاز دارید سوسو می زند. پختن یک استیک کاملاً به معنای قربانی کردن سسی است که سعی میکردید گرم نگه دارید. این ناامیدی از یک صندوق نشات می گیرد
محدوده سوخت دوگانه نشان دهنده 'استاندارد طلایی' برای آشپزهای خانگی جدی است. آنها واکنش لمسی و فوری اجاق گازی را با گرمای دقیق و خشک یک اجاق برقی ترکیب می کنند. برای کسانی که علاقه مند به هنر آشپزی هستند، این جفت تطبیق پذیری بی نظیری را ارائه می دهد. با این حال، 'بهترین' اجاق گاز
به نظر می رسد محدوده سوخت دوگانه نشان دهنده اوج فناوری پخت و پز خانگی است. یک اجاق گاز برای گرم کردن سطح پاسخگو با یک اجاق برقی برای پخت ثابت و یکنواخت ترکیب می کند. این رویکرد ترکیبی اغلب به عنوان استاندارد طلایی به بازار عرضه میشود که نویدبخش یک تجربه آشپزخانه حرفهای برای d است